به گزارش تحریریه، رسانه خصوصی توتیاو(头条) متعلق به شرکت فناوری بایتدنس چین، تأکید کرد که با وجود تهدیدهای آمریکا، ایران همچنان موضع مقاومت را حفظ کرده است.
استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، ۲۱ ژانویه، در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز اعلام کرد که صبح همان روز، ترامپ او را به کاخ سفید فراخوانده تا درباره مسئله ایران گفتوگو کنند. ترامپ با کنجکاوی از ویتکاف پرسیده است: اکنون که دومین ناو هواپیمابر آمریکا نیز مستقر شده و حتی تهدید به حذف هدفمند و دقیق آیتالله خامنهای و پسرش مطرح شده، چرا ایران در برابر چنین قدرت عظیمی از سوی آمریکا تسلیم نمیشود؟
ویتکاف در پاسخ به ترامپ با حالتی نسبتاً شرمنده گفته است که ایران تاکنون هیچ نشانه روشنی مبنی بر تسلیم شدن در برابر آمریکا بروز نداده است. به بیان دیگر، ایران تصمیم گرفته در برابر آمریکا تا پایان مقاومت کند. در همان روز، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز مستقیماً به ترامپ هشدار داد که اگر آمریکا برخلاف مخالفت جامعه جهانی عمل کند و عزم مردم ایران برای مقاومت را نادیده بگیرد، پاسخ ایران تنها یک کلمه خواهد بود: «جنگ!»
با وجود آنکه ترامپ مدعی است همه آمادگیهای لازم را انجام داده، اما با توجه به شرایطی که اکنون هم آمریکا و هم ایران با آن روبهرو هستند، به نظر میرسد ایالات متحده در حال حاضر واقعاً توان و ظرفیت لازم برای وادار کردن ایران، بهعنوان یک قدرت مهم منطقهای در خاورمیانه، به تسلیم را ندارد.
۱. از منظر آمریکا
اگر ایالات متحده همچنان از قدرت و توان دوران جنگ اول و دوم خلیج فارس برخوردار بود، شاید مسئله ایران تا این اندازه پیچیده نمیشد. در سال ۱۹۹۰ و در جریان جنگ اول خلیج فارس، آمریکا بیش از ۳۰۰ هزار نیروی نظامی را بسیج کرد و همراه با شمار زیادی از متحدانش فشار عملیات را تقسیم نمود. با این حال، حتی در آن شرایط نیز آمریکا بیش از سه ماه زمان صرف آمادهسازی، استقرار نیروها، گردآوری اطلاعات و طراحی حملات دقیق علیه صدام کرد و در نهایت توانست در آن جنگ به پیروزی دست یابد.

در سال ۲۰۰۳ نیز آمریکا با بهکارگیری ۱۵۰ هزار نیروی نظامی، طی بیش از سه هفته استقرار نیروها را تکمیل کرد و به صدام حمله برد. هرچند در نهایت حکومت صدام سرنگون شد و او اعدام گردید، اما پشتِ این عملیات نظامی بهظاهر بینقص، هزینههای سنگین و بلندمدتی نهفته بود؛ بهگونهای که آمریکا تا امروز نیز بهطور مقطعی از برنامههای خروج از عراق سخن میگوید. این تجربه نشان میدهد که موفقیتهای تاکتیکی نمیتواند ضعفها و کوتهبینیهای راهبردی آمریکا را پنهان کند.
امروز، زمانی که ترامپ قصد مقابله با ایران را دارد، نه از توان و قدرت اوجگرفته گذشته آمریکا برخوردار است و نه نیرو و ظرفیت کافی برای اعمال تهدیدی جدی علیه ایران در اختیار دارد. آمریکا دیگر آن قدرت دوران طلایی خود نیست و با تکیه بر توان کنونی، عملاً نمیتواند ایران را به تسلیم وادار کند.
۲. از منظر ایران
ایران نیز کشوری نیست که بهآسانی بتوان آن را تحت فشار قرار داد. آمریکا توانست در دو جنگ خلیج فارس در نهایت حکومت صدام را سرنگون کند، اما اقدام مشابه علیه ایران بهمراتب پیچیدهتر خواهد بود. صدام حسین نقاط ضعف فراوانی داشت، تا جایی که در جریان جنگ دوم خلیج فارس، عملاً با کمبود نیروی مؤثر مواجه بود و حتی برخی فرماندهانش توسط آمریکا جذب یا خنثی شده بودند.
اما آیا آمریکا میتواند در قبال ایران نیز چنین اقدامی انجام دهد؟ ساختار خاص حکومت دینی در ایران و نقش محوری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شرایط را کاملاً متفاوت کرده است. سپاه پاسداران بهعنوان نیرویی ایدئولوژیک، ماهیتی متفاوت از ارتشهای متعارف دارد. این نهاد علاوه بر نقش نظامی، در عرصه سیاسی و اقتصادی نیز نفوذ گستردهای دارد و بهنوعی مجموعهای چندوجهی از قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی را در خود جمع کرده است. چنین ساختاری که با انگیزههای اعتقادی و انسجام درونی همراه است، بهسادگی قابل نفوذ یا تطمیع نیست.
از این منظر، انعطافپذیری ساختار سیاسی داخلی ایران و میزان وفاداری سپاه پاسداران، چالشی جدی برای آمریکا ایجاد میکند؛ بهگونهای که واشنگتن عملاً راهکار آسان و کمهزینهای برای تأثیرگذاری مستقیم بر این ساختار در اختیار ندارد.

۳. شرایط بینالمللی
محیط بینالمللی کنونی نیز برای ترامپ چندان مساعد نیست. او نهتنها با مخالفت برخی اطرافیان و تصمیمسازان داخلی روبهروست، بلکه آمریکا نیز در وضعیت کنونی توان آغاز یک جنگ زمینی گسترده علیه یک قدرت متوسط را ندارد. در چنین فضایی، تصمیمگیری برای اقدام نظامی گسترده بسیار دشوار است.
در گذشته، هنگام اقدام نظامی آمریکا علیه کشورهای دیگر، متحدان ناتو در کنار واشنگتن قرار میگرفتند و بخشی از بار عملیات را به دوش میکشیدند. اما اکنون، تنها بریتانیا اعلام کرده ناو هواپیمابر «الیزابت» را برای استقرار در خاورمیانه اعزام خواهد کرد، در حالی که سایر متحدان عمدتاً نظارهگر هستند. افزون بر این، بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیز با اقدام نظامی علیه ایران مخالفت میکنند.
در چنین شرایطی، ترامپ با وضعیتی پیچیده مواجه است: نه میتواند از نیروی گسترده برای سرنگونی حکومت ایران استفاده کند، و نه توان اجرای عملیات ویژه برای حذف رهبر ایران را در اختیار دارد.
از اینرو، گزینه باقیمانده برای او اعمال فشارهای سیاسی، تهدید، باجگیری و صدور اولتیماتوم است تا شاید ایران را وادار به عقبنشینی کند. اما از نگاه تهران، مسیر بازگشت محدود شده و تنها گزینه پیشرو، ادامه مقاومت تا پایان است.
پایان/













نظر شما